قطع برق صنایع در شرایطی به یکی از چالشهای جدی اقتصاد کشور تبدیل شده که صنعتخودرو و قطعهسازی بهدلیل ماهیت پیوسته تولید، از جمله بخشهایی هستند که بیشترین آسیب را از ناترازی انرژی متحمل میشوند. توقف خطوط تولید، افزایش هزینههای سربار، استفاده اجباری از ژنراتور، عقب افتادن تعهدات و درنهایت افزایش قیمت تمامشده، تنها بخشی از پیامدهای کاهش دسترسی صنایع به انرژی است. از سوی دیگر، مشکل انرژی تنها به تابستان و قطعی برق محدود نمیشود و با نزدیک شدن به فصل سرد سال، احتمال بروز محدودیت در تامین گاز صنایع نیز وجود دارد.
کارشناسان معتقدند آثار کمبود انرژی بر صنایع و تداوم این شرایط تنها صنعتخودرو را تحتتاثیر قرار نمیدهد و درنهایت کاهش تولید، افزایش قیمت تمامشده و افت تولید ناخالص داخلی را بهدنبال خواهد داشت. از همین رو برای بررسی وضعیت تولید در صنعتخودرو با «سعید مدنی»، مدیرعامل اسبق گروه خودروسازی سایپا به گفتوگو پرداختیم؛
با توجه به تشدید محدودیتهای برق، این مساله چه اثری بر صنعتخودرو و قطعهسازی خواهد داشت؟
در بسیاری از کشورها زمانی که مشکلی در حوزه تامین انرژی ایجاد میشود، معمولا برای مدت کوتاهی برق بخش خانگی را قطع میکنند؛ اما برق صنایع را بهدلیل تاثیر مستقیمی که بر تولید ناخالص داخلی و فعالیت اقتصادی دارد، کمتر قطع میکنند. ظرفیت تولید برق کشور حتی پیش از جنگ نیز متناسب با نیاز کشور توسعه پیدا نکرده بود و ما همواره با قطعی برق و گاز مواجه بودهایم. اکنون نیز شرایط دشوارتر شده است. علاوهبر کمبود ظرفیت تولید برق، ممکن است برخی نیروگاهها از مدار خارج شده باشند و در شرایط فعلی حتی امکان بازسازی یا تعمیرات اساسی آنها نیز به سادگی فراهم نباشد. درمجموع، ما با کمبود برق و ظرفیت تولید برق در کشور مواجه هستیم و طبیعی است که این مساله مستقیما صنایع را تحتتاثیر قرار دهد.
این تاثیر برای صنعت خودرو و قطعهسازی چگونه خود را نشان میدهد؟
وقتی یک شرکت (چه قطعهساز باشد و چه یک شرکت بزرگ خودروسازی) با قطع برق مواجه میشود، معمولا نخستین اتفاق، توقف تولید است. توقف تولید نیز به معنای افزایش هزینههای سربار خواهد بود و درنهایت این هزینهها روی قیمت تمامشده محصول اثر میگذارد.
از سوی دیگر، تعهدات شرکتها نیز عقب میافتد. من به یاد دارم سال گذشته به برخی شرکتهای قطعهسازی و مجموعههای دیگر مراجعه کرده بودیم. این شرکتها برای اینکه بتوانند تولید خود را در زمان قطع برق ادامه دهند، مجبور شده بودند ژنراتور اجاره کنند و با استفاده از آن، فعالیت خود را متوقف نکنند. این درحالی است که توقف تولید خسارتهای بسیار زیادی برای یک مجموعه به همراه دارد؛ از خسارتی که به کارکنان و نیروی انسانی وارد میشود گرفته تا مشکلات دیگری که در فرآیند تولید ایجاد خواهد شد.
بنابراین کمبود برق در صنایع درنهایت بهکاهش تولید، کاهش تولید ناخالص داخلی، افزایش قیمت تمامشده، ایجاد بیبرنامگی و افزایش هزینههای شرکتها منجر میشود و همه این عوامل در کنار یکدیگر آثار خود را بر اقتصاد خواهند گذاشت.
دولت در چنین شرایطی برای حمایت از صنعتخودرو و سایر صنایع چه اقدامی باید انجام دهد؟
مساله فقط صنعتخودرو نیست؛ امروز بسیاری از صنایع ما با همین مشکل مواجه هستند. شما وقتی در شهرکهای صنعتی با مجموعههایی مواجه میشوید که یک یا دو روز برق ندارند، میبینید چه مشکلات بزرگی برای آنها ایجاد میشود. حالا با نزدیک شدن به زمستان، ممکن است با کمبود گاز نیز مواجه شویم و محدودیتهای دیگری هم به این مشکلات اضافه شود.
بنابراین دولت باید مساله را به شکلی اساسی حل کند. نمیتوان با تصمیمهای مقطعی و موقت این مشکلات را مدیریت کرد. وقتی چنین شرایطی وجود دارد، نمیتوان انتظار داشت زندگی مردم و فعالیت اقتصادی دقیقا مانند شرایط عادی ادامه پیدا کند. شرایط عادی نیست و یکی از دلایل اصلی آن این است که ما از گذشته اقتصاد مقاومتی یا اقتصاد متناسب با شرایط جنگ را در کشور نهادینه نکردهایم.

اگر شرایط فعلی ادامه پیدا کند، چه چشماندازی برای صنعتخودرو و اقتصاد کشور متصور هستید؟
دولت باید تکلیف خودش را با شرایط جنگی روشن کند. اگر قرار است شرایط فعلی ادامه پیدا کند، اقتصاد نیز باید متناسب با آن اداره شود. نمیشود از یک طرف با شرایط خاص سیاسی، اقتصادی و بینالمللی مواجه باشیم و از طرف دیگر انتظار داشته باشیم تمام بخشهای اقتصاد دقیقا مانند شرایط عادی فعالیت کنند. اگر برنامهریزی متناسب با این شرایط انجام نشود، نتیجه درنهایت همان چیزی خواهد بود که امروز شاهد آن هستیم؛ یعنی کمبود انرژی، کاهش تولید، افزایش هزینهها و فشار بر صنایع. ضمن اینکه نباید تصور کنیم این مشکلات فقط صنعتخودرو را هدف قرار میدهد.
